قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2495
تاريخ الفي ( فارسى )
درصدد تقويت ايشان مىكوشد و در اين باب هيچ دقيقهاى از دقايق نامرعى نمىگذارد . امّا چون شب درآمد ، امير مصلح سيصد مرد مردانه را از لشكر خود انتخاب نموده فرمود كه همه سلاح پوشيده در جامهخانهء خاصّه درآيند و منتظر باشند كه چون اين يتيمان جهت پوشيدن خلعتها به آنجا درآيند درساعت بىتأنّى و تأمّل هر يكىيكى از يتيمان به دست آورده همانجا به قتل رسانند . القصّه ، چون شب درآمد و جامهها مهيّا شد ، امير مصلح اشاره فرمود كه : اى جوانان ، همه برويد و جامهها را بپوشيد و بيرون آييد . اتّفاقا ، چون به جامهخانه درآمدند هر يكى را يكى از سرهنگان امير ، كه مسلّح و مكمّل ايستاده و مترصّد مىبودند ، گرفته به قتل رسانيدند . چون آن جماعت بتمامه به قتل رسيدند در بيرون ، آن پير را با آن چهار پسرش نيز به ايشان رسانيده شهر حلب را از شرّ ايشان پاك گردانيدند . و اگرنه اين تدبير را كار مىفرمود ، به هيچوجه آن جماعت بىباك را مستأصل نمىتوانست نمود . و گروه ثالث ، از قسم واجب الدّفع حكّام ستمكارند كه از تهديد و وعد و وعيد هيچ احدى نترسيده قصد مال و عرض مسلمانان كنند و از سياست پادشاه خود باك ندارند . دفع چنين كسان بر پادشاه ذوى الإقتدار و خواقين عالىمقدار واجب و لازم است . امّا قسم دويّم ، كه واجب المنعاند ، عبارتاند از جماعتى كه به صفات ناپسنديده مثل غمّازى و سخنچينى و امثال آن موصوف باشند كه اينچنين طايفه [ 295 الف ] را بايد كه در خلوت ملوك و سلاطين راه ندهند و نوعى بشود كه ايشان را راه سخن پيدا شود ؛ چه ، آخر الأمر منجر به فساد دولت گردد . * * * القصّه ، چون أبو طاهر به دلايل معقوله و امارات منقوله خاطرنشان سلطان ملكشاه نمود كه توجّه به صوب ماوراء النهر و انتزاع آن ولايت از دست احمد خان بن خضر واجب و متحتّم است ، سلطان با عساكر گردونمآثر متوجّه آن صوب گشت و ايلچى قيصر روم را ، كه خراج مقرّرى هر ساله را از قسطنطنيه به اصفهان آورده بود ، در اين يورش تا به كاشغر همراه برد و در آنجا به وزرا و عمّال حكم شد كه اموالى كه ايلچى روم آورده از وى گرفته او را رخصت مراجعت دهند . و غرض سلطان ملكشاه از آوردن ايلچى روم تا به حدود كاشغر و مال را در آنجا از وى استيفا نمودن آن بود كه بعد از وى در تواريخ نوشته شود كه سلطان ملكشاه پادشاهى بود از سلاطين اسلام كه شوكت و عظمت او به مرتبهاى رسيده بود كه قيصر روم از قسطنطنيّه باج و خراج جهت او به كاشغر مىفرستاد . و مع هذا چون ايلچى ، وسعت مملكت او